Thursday, April 20, 2006

with out you


!! دیگر رسیدن برایم مهــــــــم نیست ، مدتها آرزویم همین بود ، یعنی رسیدن به تـــو
. در این راه از بسیاری چیزها بی دلیل گذشتم
، هنوز هم می دانم که شاید روزی به تو برسم ، ولی اینک می خواهم گذشته ی از دست رفته ام را بازیابم
!! همانگونه بی تو

Sunday, April 16, 2006


!! تمام زندگیم زیر سوال رفت ، تو که بودی که با من این چنین کردی
، ............چرا من نمی توانم جواب تو را مثل خودت بدهم
. و می دانم برتری من به تو هم تنها در همین است

.
. چقدر خوب توانستی مرا آشفته کنی ، من اینک سخت دچار سردرگمی شده ام ، ادامه بده ، این بار برد با توست ، مطمــــــــــــءن باش

Wednesday, April 12, 2006



. من به آرامشی ابدی نیازمندم ، دیگر توان باز نگه داشتن چشمهایم را نیزندارم
!! رهایی باید ، رهایی
.
.
منتظرم بمان ، روزی دوباره با اشکهایم، زندگی دوباره ای را در کنارت به نظاره
. خواهم نشست

Sunday, April 09, 2006

Death

او رفت ، ولی اینبار مستقیم به سوی عشقش
.
پ.ن: ومن هنوز به باور نرسیده ام ، و هیچگاه نخواهم رسید

Sunday, March 26, 2006

Birthday

گریستم ، خندیدم ، خوابیدم و بیدار شدم
: و همین کافی بود برای آنکه بگویم
من متولد شدم

Monday, March 20, 2006

9:55':35''

.
Happy New Year
.
Happy Nouroz 85
.
بار خدایا هیچ نخواهم از تو ، جز یادت در تک تک لحظات زندگی
آمین

.
.
پایان 84 ، آغاز 85 مبارک
.
.
امسال آمدن بهار را ازعطر شب بوها فهمیدم
همین

Sunday, March 19, 2006

بهار ، تابستان ، پاییز ، زمستان
و باز بهار ، تابستان ، پاییز ، زمستان
.
. این یک تکرار نیست ، زندگیست که ما آنرا تکراری می نامیم
پ.ن : حیف ، این هم تمام شد

Wednesday, March 15, 2006


!! همه چیز در حال تمام شدن است ، حتی بودن من در کنار تو
! شمارش معکوس شروع شده است و دیگر برای نگه داشتن زمان خیلی دیر شده

Tuesday, March 14, 2006


تمامی حرفهایم را شنیدی و هیچ نگفتی ، با آن که می دانستی نگفتنت را دوست ندارم
.
.
.
.
.
.
کاش هیچ گاه بر زبان نمی راندم " برو " ، و رفتی ، رفتنی که برگشتی در آن نبود
: و تنها یک چیز برایم به یادگار گذاشتی
رفتنم تنها به خاطر تو بود ، و تنها همین را بدان که برای تک تک حرفهایت طوماری ................ ، ولی
! چه کنم که توان گفتن نداشتم
. صدای مرا جز او کس دیگری نشنید ، و من نیز صدایی را جز صدای تو نشنیدم
.
. او مُِِِـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد و من نفهمیدم زبان او چشمهایش بود

Saturday, March 04, 2006


. به دنبال فرصتها باش نه ارامش
. جای قایق در بندرگاه امن است ، ولی به مرور زمان کف آن خواهد پوسید

Friday, February 24, 2006

. مأموریت شما در زندگی " بی مشکل زیستن " نیست ، " با انگیزه زیستن " است
.
پ.ن: از کتاب آخرین راز شاد زیستن

Thursday, February 23, 2006



بهار را به تابستان سپردم ، تابستان را به پاییز ، پاییز را به زمستان
و زمستان را به آدمک برفی حیاط خانه ی مان که این روزها ذره ذره در حال آب شدن است !؟

Sunday, February 19, 2006

! باران می بارید ولی خیس نمی شدم
، دلیلش را نمی فهمیدم ، هرچه به سویش میرفتم حتی تک قطره ای نیز بر من نمی بارید
! زمین خیس شده بود ولی من خشک خشک بودم
، اکنون چند وقتی است بر گونه هایم می نشیند ، مرا خیس می کند

" بالاخره من نیز به باران رسیدم "
............
. نمی دانی تر شدن در زیر باران چه لذتی دارد

Wednesday, February 15, 2006


گیسوانم را در باد رها کردم ، تا بر من ثابت شود که هر تار آن به سمتی کشیده خواهد شد
!! و تنها دلیل با هم بودن انها در کنارهم اجبار من است نه دلیل دیگری

Tuesday, February 14, 2006

2:00

" یادش بخیر "

، شب فرو می افتد و من تازه می شوم ، از اشتیاق بارش شبنم نیلوفرانه به آسمان دهان باز می کنم
، ای آفریننده ی شبنم و اشک آیا تشنگی مرا پایان می دهی ؟ ، من می خواهم از تو سرشار باشم
. سرشار از تو

. خداوند عشق است ، عشق در درون ما جاری است

Monday, February 13, 2006

. جاده ی زندگی پر از گودال است ، من با لبخندی زیبا از گودالها عبور می کنم
. من بی هیچ دلیلی احساس شادی و خوبی دارم

. دیگر هیچ نگوی ، سکوت کلماتت را زیباتر ادا می کند

Wednesday, February 08, 2006


، تحریف شده ام
. از من واقعی نسخه ای دیگر بر جای نمانده است

Tuesday, February 07, 2006


!! یادت می آید هر سال جشن تولدت ، هدیه من به تو یک رز مشکی بود ، هنوز آنها را داری
!! هر سال 18 بهمن دو رز مشکی می خریدم ، یکی برای خودم و دیگری برای تو
............ولی پارسال
! سال گذشته را بی تو جشن گرفتم و تنها یک رز مشکی در برابرم بود
.........
..........
، اینک خسته ام
از تمام زندگیم تنها رزهای مشکی را برداشته ام و قدم به راهی نهاده ام
. که نمی دانم مقصدش کجاست ، خطرش چیست ، و حتی نمی دانم هدفم چیست
! تنها بریده ام از بی کسی و می خواهم کمی دور شوم از این روزمرگی
.......
، به هر سو روم با آن رز های مشکی ردی از خود بر جای خواهم گذاشت تا تنها تو بتوانی مرا پیدا کنی
!تنها تو
..................................
! منتظرت خواهم ماند حتی اگر زیبایی آن رز های مشکی تو را به من برساند