زندگیم وارد دوره ی سختی شده است.
از همان دوره هایی که می گویند سپری می شود، زمان می خواهی، باید صبور باشی، نباید شانه خالی کنی، باید مقاوم باشی …
از همان دوره هایی که من با اصل بودنش مخالفم چه رسد به پذیرش و تحملش!
اجبار است دیگر! پا به دوره ی بدی گذاشته ام، خواسته و ناخواسته، می گویند تحملش کن!
باشد قبول، ولی کاش هر کس این دوره ها را می گذارد، طول دوره را هم مشخص کند، شاید یکی مثل من پیدا شود و حوصله اش زود سر برود، آنوقت اگر طول این دوره ها زیاد باشد، تکلیفش مشخص است دیگر، می رود یک گوشه ای جایی، آرزوی مرگ می کند …
از همان دوره هایی که می گویند سپری می شود، زمان می خواهی، باید صبور باشی، نباید شانه خالی کنی، باید مقاوم باشی …
از همان دوره هایی که من با اصل بودنش مخالفم چه رسد به پذیرش و تحملش!
اجبار است دیگر! پا به دوره ی بدی گذاشته ام، خواسته و ناخواسته، می گویند تحملش کن!
باشد قبول، ولی کاش هر کس این دوره ها را می گذارد، طول دوره را هم مشخص کند، شاید یکی مثل من پیدا شود و حوصله اش زود سر برود، آنوقت اگر طول این دوره ها زیاد باشد، تکلیفش مشخص است دیگر، می رود یک گوشه ای جایی، آرزوی مرگ می کند …