
!!آدم" دپرس" تا حالا دیدی
،این سوال بود که کردم؟ می دانم هر روز از هزاران هزار عابری که بی دلیل از کنارت می گذرند ، بیشمار به این بیماری دچارند
.یا شاید بتوان گفت به این عادت
!! این روزها من نیز اینگونه شده ام !! چه مزخرف ، چه احمقانه
.
! می دانی چه در سر دارند ، می دانی مدام چه چیز را زمزمه می کنند ، می دانی مردم چه بر سر خود می خوانند
این بیهوده زیستن برای چیست ؟ عدالت خدا کجا رفته ؟ چرا هرچه بدی است بر سر من می آید ؟ "
" چقدر من بدشانسم !؟
.
، ولی من اینها را در سر نمی پرورانم ، حرف من چیز دیگری است ، درد من جای دیگری است
!! من این مرضهای آنی و زودگذر را نمی خواهم و نخواهم دچار شد
. منی دیگر در کنارت زاده نخواهد شد ! بی خود تلاش مکن ، نخواهی توانست مرا چون خود کنی
.
درد من اینست که تو مرا می خواهی و مدام مورد آزمایش قرار می دهی که آیا این انتخاب درست بوده است !؟
. بدان که من بیش از تو به تو محتاجم . بیش از تو، تو را می خواهم ، پس همچنان مرا بیازمای
.
.روزی پیروزمند به دیارت خواهم شتافت